نادیا انجمن به دختران سوخته هرات پیوست و قربانی خشونت در برابر زنان گردید. انجمن قلم افغانستان با تمام درد و دریغ بر گلیم سوک یکی از ستاره های شعر نویدآور افغانستان نشسته است.
این اندوه بی فرجام را همراه با دوستان نادیا انجمن، همراهان او و تمام مردم افغانستان نفس میکشیم و از قلم به دستان افغانستان و نهاد های جامعه مدنی میخواهیم که با تمام قامت و استقامت در گستره زدایش خشونت در برابر زنان ونهادینه سازی حق زن مانند هر حق مسلم دیگری ، مبازره کنند.
از دولت افغانستان خواهان پیگیری جدی پرونده قتل نادیا انجمن ودیگر قربانیان جنایت هستیم .
نادیا انجمن ۲۵ سال داشت و یک گزینه از شعر هایش به نام «گل های دودی» در سال جاری از سوی انجمن ادبی هرات نشر شده است.
نادیا غروب کرد اما نامش طلایه سپیده های فردا ست. نادیا انجمن در شعر هایش نفس میکشد.
نيست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟
من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم
چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم
وای از مشت ستمگر که بکوبيده دهانم
نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم
چه بگريم، چه بخندم، چه بميرم، چه بمانم
من و اين کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت
که عبث زادهام و مهر ببايد به دهانم
دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت
من پربسته چه سازم که پريدن نتوانم
گرچه ديری است خموشم، نرود نغمه ز يادم
زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم
ياد آن روز گرامی که قفس را بشگافم
سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم
من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزم
دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم