
دوستان گرامی،
انجمن قلم افغانستان به سلسلهء برنامه هاي ادبی خویش، برنامهء خوانش شعر ابراهیم امینی شاعر جوان و سرشناس از «حلقهء فرهنگی زلف یار» را زیر نام «فصل گلِ دختر» برگزار می نماید.
با تمام صمیمیت منتظر تشریف فرمایی تان هستیم.
زمان: پنج عصر روز پنجشنبه 20 سرطان 1387
جاي: انجمن قلم افغانستان، سرک سوم قلعهء فتح الله
شمارهء تماس: 0700543500

امان پویامک

«به من هیچ وقت خدا حافظ نه... همیشه بگو سلام!...»
مزاق مزاق قصهء کوچ عاصف باورم شد، با این که کسی در من بود که می گفت در خونِ قصهء کوچ سرخی دل کندن نیست با آن هم نمی دانم برای چندمین بار بود که به کسی می گفتم:
لعنت به اتفاق... و برای چندمین بار از سردی جملهء «خدا حافظ» بدم می آمد با آن که در آخرین گفته ام به عاصف گفتم:
«به من هیچ وقت خدا حافظ نه... همیشه بگو سلام!...» اما نمی دانم چرا دلم می گفت: بی عاصف کابل کوچک است و کوچه های زنده گی چیزی کم دارند، دیگر دل کودکم برای بلند رفتن از زینه های اتاقش که مرا به او برساند بهانه ندارد و دیگر نقاشی محسن و تسبح روی طاقش مرا به پیش خود نمی خوانند.
دوستانم بهانهء رفتنش را در «انجمن قلم» جشن گرفتند، و من هم برای خوشباوری خودم این رفتن را آمدن صدا زدم...
خداوندگار را بار بار سپاس می گویم که با اشارتش کوچه های رنگنایی شعر عاصف را نشانم داد. و من برای او و عاشقانه گی اش نامه یی نوشته بودم، دوست دارم این سطرهای تب کرده را با حس دستان تان گرم ترکنید...
صد پدرود سلام!
به همان که، وقتی به واژه هایش دست می بری دلت دچار «ماه گرفتگی» می شود همان که رنگ خونش همرنگ فلسفه ست، و از مقابل شدن با نگاهِ شعرش، نگاهِ دلِ آدم تب می کند، همان که کرانه های شانه هایش از مکث بزرگمنشانهء آدم بودنش بارانیست و در َتجرُد سُرخی سیب های کالِ خودش، جا ماند و سُرخِ سُرخ با اتفاق شگرف سیب شدن، خود را نوشت در تکه های خود و پهن کرد؛ در سرک های «مکروریان»، در حسینهء «برچی»، در بنارس و سواحلِ «بوداپست»، در دندان های سفید کودکی گرسنه در شاخ آفریقا... همان که تکه های خودش را فروخت چشمانش را / به جای سکههای سیاه افغانی/ به جای شایعهء انفجار/ میان کاسهء بچههای اسپندی.../ همین عاصف همین حسینی،... سپید سرایی که در شروع سرفه هایش شعار لب هایش را با زهرخندی خندید و در گیر و دار آدم بودنش به من و تو فهماند که از آدم ها آدم تر است...
راستی چه می دانم، شاید خدا از نو به دست های خودش عاشق شد، در همان فاصله یی که پیراهن رنگی شعر را بر تن تو دید.
چه میدانی!، شاید خدا از ذوق خندید و اشتیاق آفریدن آدم در ژرفای تلاطم خدایی اش از نو دو چند شد.
چه میدانی! شاید تو شاعرتر از آن باشی که خدا را از ذوق بخندانی و عاشق تر از آن که بعد از مرگت برایت شمع آتش بزنند، برایت جشن میلاد برپا کنند، به نامت لب های خود را ای کاش بکارند...
آری! رفیق! هرچند این جا قرار همین است که بعد از رفتن به راه رفته ها آب می ریزند، اما من! خلافِ سنت و خلافِ مقدسات این جا، برای آمدنت آب می ریزم، آخر یادت نیست، این قول خودت بود، آخر خودت گفتی:
«گریه کن! / شانه هایت بلرزد / سیب بیفتد / بعد / قانون جاذبه ات را / کشف می کنم...» و اگر یادت هست جای اشتعال روشنی «انگشتان خودت را دانه دانه شعله می کشم» و مضاعف صدایت را در ترک های لب و پوسیده گی های پیراهنم می دوزم با تارهای اینکه:
«بگذریم ـ برف می بارد ـ و خدا حرف های دلش را فاش می کند ـ برف ـ در سطر های تنت می نشیند ـ معنا می گیرد. / خدا ترا تکلم می کند / بعد مانند مذهبی جدید / به دور دست ها می فرستد / پرنده ها عاشقت می شوند».
بیا! حنجره ات را بگیر و حرف بگو، تا زانوان زیبایی بلرزند، شانه های عشق خم شوند، و تو در صدا باشی در عناصر چند گانه یی هوا، در اندیشهء ماه، راستی می دانی زیبا فکر کردن تنها در حس ماه نیست... این نگاه آدم هاست که زیبایی را بر تن ماه اندازه می کند... و از همین است که در جای از خودم نوشته ام انسان مرکز جهان است، نه زمین، پس اشکالی ندارد که در پای این سطر ها بنویسم:
همیشه ماه باشی... برای این که آن چه را تو نشان دادی فقط در حس آدم و ماه می گنجد...

آه ای تردد شلوغ ماهی ها
من دورترین جزایر بدنم درد می کند
این عنوانی بود که بچه ها به جای «بدرود عاصف» نام جلسۀ خدا حافظی با سید عاصف حسینی شاعر «من در اثر ماه گرفتگی» را گذاشته بودند، روز پنجشنبه سیزده هم سرطان 1387 انجمن قلم افغانستان میزبان این برنامه بود. چون قرار است سید عاصف حسینی روز شنبه برای سپری کردن یک بورس تحصیلی عازم کشور آلمان شود. همچنان به بهانۀ این بدرود از کارهای حسینی سپاسگزاری شد. از آقای حسینی تا حالا چار عنوان کتاب به چاپ رسیده است.
1- این کفش های پیاده «مجموعۀ شعر»
2- من در اثر ماه گرفتگی «مجموعۀ شعر»
3- کابل تکزاس کوچک «نثر، دریافت های نویسنده از وضعیت کشورش»
4- روز های آخر پاییز«نثر، خاطرات انتخابات»
در این برنامه سید عاصف حسینی تعدادی از شعر های تازه اش را برای دوستان خواند و بعد دربارۀ کارهای ادبی و سفرش به بیرون از کشور نظراتش را بیان کرد.
سخنرانان بعدی آقایان کمال الدین رضوی، مجیب مهرداد، یاسین نگاه، آصف محمدی، سید نادر پژوهش، آصف آشنا، رضا عظیمی و از خانم ها شهر زاد اکبر و ناهید باقی بودند که هر کدام ضمن تشکری و بدرود از عاصف حسینی، از خاطرات آشنایی شان با او گفتند.
این برنامۀ سه ساعته با اجرای آهنگی از همایون هنر پایان یافت.

سلام دوستان کابلي...
جلسهء شعر خواني سيد عاصف حسيني روز پنجشنبه در انجمن قلم افغانستان برگزار مي شود. این برنامه در حقيقت بهانه يي براي ديدار و پدرود دوستان با سيد عاصف مي باشد... و او براي مدتي طولاني از كشور مي رود...
بيصبرانه چشم در راه تان هستيم...
نشاني: سرك تايمني، دست راست، كوچهء سوم، انجمن قلم افغانستان
زمان: ساعت پنج عصر روز پنجشنبه 13 سرطان 1387
تماس: ژكفر حسيني 0700543500
سيد عاصف حسيني 0799339359
برای آشنایی بیشتر با آثار سيد عاصف حسيني لطفاْ اینجا را کلیک کنید
دوستان فرهیخته!
در برنامهء خوانش شعر «دکتور رازق رویین»
به ساعت پنج عصر روز پنجشنبه ۳۰ جوزای ۱۳۸۷
در انجمن قلم، چشم در راه تان هستیم.
نشانی: سرک سوم قلعهء فتح الله، انجمن قلم افغانستان
شمارهء تماس: 0700543500
لطفاً برای اشنایی بیشتر با دکتور رازق رویین روی ادامهء مطلب کلیک کنید!
ادامه مطلب
|
انجمن قلم افغانستان در همكاري با كميسون مستقل حقوق بشر افغانستان مي خواهد اين سيمينار به روز هاي پانزدهم و شانزدهم عقرب سال جاري خورشيدي (1386) در هوتل انصاف راه اندازي مي شود. در اين سيمينار علاوه بر شخصيت هاي فرهنگي شهر كابل، شماري از نويسنده گان و علاقمندان مولانا از ولايات كشور نيز دعوت شده اند. قرار است كه در سه جلسه علمي اين سيمينار دست كم بيست مقاله پژوهشي در پيوند به كرامت انساني در انديشه هاي مولانا خوانده شود. انجمن قلم با راه اندازي اين سيمينار اين فرصت را پديد آورده است تا پژوهشگران كشور از اين جهت انديشه هاي مولانا را مورد پژوهش قرار دهند. قرار است كه مقاله هاي خوانده شده در سيمينار بعداً به گونهءكتاب به نشر برسد. سازمان ملل متحد سال 2007 ميلادي را به نام سال مولانا نامگذاري كرده است. به همين مناسبت تا هم اكنون رشته سيمينار ها، گردهم آيي و بحث هايي در پيوند به ابعاد گوناگون انديشهء و شعر مولانا در كشور هاي گوناگون جهان راه اندازي شده است.
انجمن قلم افغانستان انتظار دارد تا پژوهشگران كشور به اين بهانهء ميمون دامنهء پژوهشهاي خويش را در پيوند به معرفي بيشتر مولانا گسترش دهند. مولانا جلال الدين محمد بلخي به سال 604 قمري در شهر بلخ ديده به جهان گشود، هنوز دوازده ساله بود كه پدرش به سبب اختلافاتي كه با سلطان محمد خوارزم شاه داشت و يا هم به سبب خطر هجوم چنگيز به قلمرو خوارزمشاه كه بلخ بخشي از آن بود، سرزمين خويش را ترك كرد. بهأ والدين پدر مولانا پس از زيارت خانهء خدا چند سالي در لارنده زنده گي كرد و سر انجام به شهر قونيه رفت و در همانجا خرقه تهي كرد. مولانا هنگام خاموشي پدر 24 سال داشت و پس از ديدارش با شمس در 39 ساله گي به شعر و شاعري روي آورد كه امروزه مثنوي معنوي و ديوان شمس كران تا كران جهان را تسخير كرده است. |

دوستان فرهیخته!
در برنامهء خوانش شعر «وهاب مجیر» و «مژگان شفا»
به ساعت 4 عصر روز پنجشنبه 18 اسد 1386
در انجمن قلم چشم در راه تان هستیم.
نشانی: سرک سوم قلعهء فتح الله، انجمن قلم افغانستان
شمارهء تماس: 0700543500

عصر روز پنج شنبه 11/5/1386 انجمن قلم افغانستان میزبان سید ضیاء قاسمی و محبوبه ابراهیمی دو شاعر شهیر کشور بود. این زوج جوان هنری تجربه های ارزشمندی را در زمینهء شعر دارند.
در این برنامهء ادبی شماری زیادی از هواداران شعر و ادب برای شنیدن صدای گرم این زوج شاعر گرد هم آمده بودند.
سید ضیاء قاسمی و محبوبه ابراهیمی با زمزمه های آفتابی شان عصر دل انگیزی را در چمن انجمن قلم پدید آوردند.
به تاریخ 2/4/1386 برابربا 23/ جون/ 2007 برنامهء خوانش شعر بازمحمد عابد از سوی انجمن قلم افغانستان به همکاری شبکهء جهانی تلویزیون آریانا زیر نام «عصری با عابد» برگزار گردید.
در این برنامه بازمحمد عابد شعرهایش را به خوانش گرفت و سپس به پرسش های مهمانان در پیوند به ابعاد شعر خویش پاسخ گفت.
در بخش دوم این برنامه کنسرتی جالبی از سوی بریالی ولی آوازخوان جوان کشور اجرا گردید که بیشتر آهنگ های خوانده شده از شعر های عابد ساخته شده بودند.
این برنامه به زودی از تلویزیون آریانا نشر خواهد شد.
به تاریخ 24/ جوزای/1386 برابر با 14/ جون/2007 شصتمین زادروز و بیست چهارمین سال شهادت استاد نور محمد غمجن تمیل نویسندهء شهیر ادبیات پشتو و پشه یی از سوی انجمن قلم افغانستان تجلیل گردید.
در این برنامه که با سخنرانی حاجی محمد حسن حسام آغاز گردید؛ پیام ریاست جمهوری، پیام وزارت امور سرحدات و پیام دانشگاه کابل توسط نماینده های شان خوانده شدند.
سپس محمد زمان کُلمانی، غلام صدیق شینگنگ، استاد عبدالقیوم قویم، سرمحقق عبدالله بختانی خدمتگار، شیرینه تمیل، بشیر احمد دوست، نور محمد لاهو، مینه تمیل، صفی الله فردوس، پاینده خان، اسدالله ولوالجی، استاد جهانگیر مهمند، مسجدی مالیار و داکتر هدایت الله تمیل با مقاله ها و سخنرانی های شان روی آثار و زنده گی ادبی استاد غمجن از زاویه های مختلف پرداختند.
با تأسف از طریق رسانه ها آگاهی یافتیم که در بین یک هفته پس از شهادت دوشیزه شکیبا سانگه آماج گویندهء تلویزیون خصوصی شمشاد، خبرنگار دیگری به نام ذکیه ذکی ـ گرداننده زن یک رادیوی غیردولتی در ولایت پروان ـ را از دست دادیم.
انجمن قلم افغانستان قتل شکیبا سانگه آماج و خانم ذکیه ذکی را که از سوی دشمنان انسانیت، آزادی، قانون اساسی کشور، اعلامیه جهانی حقوق بشر، موازین مقبول حقوقی بین المللی و ضد ملی در افغانستان صورت گرفته است محکوم می نماید و در ضمن خواهان پیگرد قانونی و مجازات آنها می باشد.
انجمن قلم افغانستان به ارواح پاک این روزنامه نگاران و فرهیخته گان راه آزادی و اطلاع رسانی کشور خویش درود فرستاده و به بازماندگانش صبر جمیل می خواهد.
انا لله و انا الیه راجعون
دکتر اکرم عثمان هفتادمین بهار را می نویسد!
ما نیز بهار باغبان کوچه ما را می نویسیم ، می خوانیم ومی سراییم!
روز شنبه دوم ماه جون، بزرگداشت
هفتادمین سالگی نویسنده " مرداره قول است"را به غزل می گیریم.
حضور رنگین شخصیت های علمی، ادبی وهنری معاصرما از
دیاران دور ونزدیک این مراسم را رنگین کمان باران خواهد کرد.
یاران قلم به دست از دیاران دور ونزدیک خواهند آمد
وقلم قلم شکوفه خواهند کاشت.
وعدهء ديدار: ساعت 1 روز شنبه 2 جون سال روان
در سالن کنفرانس های جمنازيم نکه
ميزبان: کلوب قلم افغانها در سويدن

عصر روز دوشنبه 7 / جوزای/ 1386 برابر با 28 / می/ 2007 انجمن قلم افغانستان میزبان حضور صمیمانهء دکتر حمیرا نکهت دستگیرزاده بود.
در این برنامه بیش از 200 تن شاعر و نویسنده برای شنیدن شعر های تازهء بانو نکهت گرد هم آمده بودند.
بانو خالده فروغ با خواندن زنده گینامهء شاعر برنامه را آغاز کرد. سپس آقای محمود جعفری مسؤول بخش فارسی انجمن قلم نبشته یی را پیرامون ویژه گی های شعر دکتر نکهت ارایه نمود.
عبدالله بختانی و پرتو نادری از دیگر سخنرانان این برنامهء ادبی بودند. پس از آن دست سخن به دست حمیرا نکهت این بانوی سخن سرا قرار گرفت و برنامهء خوانش شعر زیر نام «شط آبی رهایی» آغاز شد و انجمن قلم لبریز شد از شعر های حمیرا نکهت دستگیر زاده.
دکتر حمیرا تحصیلات خود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل تمام کرده و دکترای خود را در رشتهء ادبیات شناسی از دانشگاه صوفیه به دست آورده است.
دکتر نکهت دستگیر زاده اکنون با خانواده اش در هالند زنده گی می کند. وی در هالند رشته کاریابی و حقوق را به پایان رسانیده و در دانشگاه "اوتریخت" مشغول کار است.
دو مجموعه چاپ شده به نامهای "شطه آبی رهایی" و "غزل غریب غربت" دارد. سروده های او در دو مجموعه شعری به زبان هالندی نیز ترجمه و چاپ شده است.
کارگاه ادبی "کلمه"
انجمن قلم افغانستان در نظر دارد تا یک سلسله برنامه های آموزشی را زیر نام «کارگاه ادبی کلمه» در پنج بخش زیر راه اندازی نماید:
-
آموزش شعر
-
آموزش داستان
-
ترجمهء ادبی
-
نقد ادبی
-
پژوهش ادبی
علاقه مندان می توانند با نام نویسی در هر یک از این بخش ها حضور خود را در جامعهءادبی افغانستان مثمر ثمر سازند.
زمان نام نویسی: همه روز های رسمیِ هفته، از ساعت 9 صبح تا 5 عصر
مکان نام نویسی: قلعهء فتح الله، گذشته از مدینه بازار، کوچهء سوم دست چپ، انجمن قلم افغانستان
شماره های تماس: 0700543500 0799212775 0772017181
ای میل: afghanpen@yahoo.com
وبلاک: www.afghanpen.blogfa.com
انجمن قلم افغانستان در نظر دارد تا در جریان سال 1386 یک تعداد کتاب های ادبی (شعر، داستان و طنز) را در زبان های مختلف کشور چاپ نماید.
بناءً از همه نویسنده گان گرامی خواهشمندیم که اثر های شان را تا اخیر ماه جوزا 1386 از طریق afghanpen@yahoo.com و یا مستقیم به دفتر انجمن قلم بفرستند تا پس از ارزیابی و تأیید هیئت گزینش در چاپ آن اقدام گردد.
نشانی: سرک سوم قلعهء فتح الله، انجمن قلم افغانستان
شمارهء تماس: 0700543500
دوستان ارزشمند،
انجمن قلم افغانستان با همکاری مجتمع جامعهء مدنی افغانستان، همایش نقد کتاب طنز «کارتهء وزرا» اثر سیدعبدالقادر رحیمی را برگزار می نماید.
با تمام اشتیاق منتظر تشریف فرمایی تان هستیم.
زمان: ساعت 3 عصر روز پنج شنبه 27 ثور 1386
مکان: شهر آرا وات رو به روی زایشگاه ملالی، دفتر مجتمع جامعهء مدنی افغانستان

به تاريخ 13 ثور 1386 برنامهء ياد بود و بزرگداشت از کارنامه های ادبی روانشاد محمد رازق فانی زیر نام «مسافر دشت آیینه» برگزار شد.
در این برنامه شماری زیادی از فرهنگیان، علاقه مندان و نزدیکان فانی فقید گردهم آمده بودند.
اسدالله ولوالجی، استاد حیدری وجودی، استاد حبیب الله رفیع، عبدالجمیل رمیار، محمد انور وفا سمندر، احمد ضیاء رفعت، محمد نبی صلاحی پیرامون شخصیت فرهنگی و کار نامه های ادبی محمد رازق فانی سخنرانی کردند.
سپس آقایان شهیر داریوش، هارون حکیمی، محمود جعفری، فرید حسرت و محمد آصف شعر های شان را در پیوند به درگذشت فانی به خوانش گرفتند.
اینک غزلی از استاد حیدری وجودی برای رازق فانی:
همدلِ درینه
فانی ای شاعر پاکیزه دل و پاک روان
پاسدار غزلِ نابِ نو آیینِ زمان
مهر جانمایهء خورشید صدای سبزت
جوهر ماه تمامست ترا شمعِ زبان
فانیا صور بقا هست سرود و سخنت
تازمین است و زمان است و جهان انسان
تا بود آیینهء انفس و آفاق به جا
تا بود بارقهء ماشطهء صوت و بیان
تا مسیحای سخن نور حضوری دارد
فصل گلهای معانیِ ترا نیست خزان
فانی ای هم نظر و هم دلِ درینهء ما
می توان گفت ترا محرمِ پیدای نهان
گر نهانی ز نظر در دلِ ما پیدایی
دل که روشن بود از نورِ بسیطِ ایمان
13/2/1386

دوستان گرامی،
انجمن قلم افغانستان، برنامهء بزرگداشت و یادبود از شاعر و نویسندهء زنده یاد کشور رازق فانی را برگزار می کند.
با تمام صمیمیت منتظر تان هستیم.
زمان: ساعت 4 عصر روز پنجشنبه، 13 ثور 1386 برابر با 3 می 2007
نشانی: شهر کابل، قلعهء فتح الله، گذشته از مدینه بازار سرک سوم دست چپ، دفتر انجمن قلم افغانستان
تماس: 0778879031 ــ 0799861299 ــ 0700279840
سيمينار دو روزه يي را به مناسبت سال جهاني مولانا در شهر كابل راه اندازي كند. 
