تبليغاتX
ویب‌لاگ انجمن قلم افغانستان

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر


سه شنبه 1391/01/29
م : ن : انجمن قلم

کتاب نام‌های متروک

دوستان گرامی،
انجمن قلم افغانستان، دیده‌به‌راه حضور سبز شما در برنامۀ رونمایی «کتاب نام‌های متروک» اثر خسرو مانی، است.

جا: انجمن قلم افغانستان، کوچۀ چهارم، بین سرک‌های تایمنی و قلعۀ فتح‌الله.
وعدۀ ‌دیدار: پنج‌شنبه، ساعت ۲ پس از چاشت، ۳۱ فروردین/حمل ۱۳۹۱ ﻫ . خورشیدی.



چهارشنبه 1391/01/02
م : ن : انجمن قلم

شاعرانی از بلخ؛ نوازنده‌گانی از ایران

سید علی موسوی

 

معمولاً در اولین روز سال نو، شهروندان مزارشریف به همراه مهمانانی که از دیگر نقاط کشور آمده‌اند، به مراسم بلند شدن «جهنده» مولا در روضه می‌روند. و بعد از شروع رسمی سال جدید به خانه‌های یک‌دیگر سر می‌زنند و هفت‌میوه می‌خورند یا به پارک‌ها و باغ‌ها می‌روند تا بهار را در دامن طبیعت آغاز کنند.

اما امروز در گوشه‌یی از این شهر، جمعی از فرهنگیان جمع شده بودند تا به شعرخوانی شاعران بلخی گوش دهند و به موسیقی اصیل ایرانی.

برنامۀ «شعر و ترانه» از طرف روزنامۀ عصرنو، کلبۀ فرهنگی بلخ و انجمن قلم افغانستان گرفته شده بود و گروه موسیقی سنتی «بسته نگار» که این روزها مهمانان ویژه نوروز بلخ هستند، این بار برای بیش از ۵۰ نفر از هنرمندان و فرهنگیان بلخ نواختند.

محمد صابر نقشبندی، مسؤول کلبۀ فرهنگی بلخ می‌گوید: «هدف از این برنامه آشنایی بیش‌تر هنرمندان افغانستان و به ویژه بلخی با موسیقی سنتی ایرانی از یک طرف و آشنایی گروه ایرانی با هنر بلخ به خصوص شعر و نقاشی آن از طرف دیگر بود و ایجاد لحظاتی شاد برای فرهنگیان بلخ.»

در ابتدای برنامه با توجه به درخواست هنرمندان ایرانی، شاعران بلخ شعرهای نو خود را خواندند؛ از جمله آقایان حکیم علی‌پور، سهراب سیرت و مختار وفایی و بانوان فاطمه فیضی، زهرا ستوده و نرگس صابری و در این میان بانو هدیه ارمغان که خود گردانندگی را بر عهده داشت در فواصل، شعرهایی بهاری را دکلمه می‌کرد.

در بخش دوم برنامه که حدود یک ساعت دوام پیدا کرد، گروه موسیقی سنتی «بسته نگار» پنج قطعه موسیقی و آواز و دو قطعه موسیقی بدون کلام را اجرا کردند. «نوایی نوایی»، که به عنوان دومین قطعه اجرا شد، به دلیل مشترک بودن این آواز میان دو کشور توسط امیر ملک مسعودی آوازخوان گروه به همه مردم افغانستان تقدیم شد. هم‌چنین این گروه در میانه برنامه آهنگ زیبای «بیا که بریم به مزار...» را اجرا کردند که از سوی حاضرین به گرمی استقبال شد.

بعد از اجرای آخرین قطعه موسیقی، تماشاچیان بلخی سرپا ایستادند و هنرمندان مهمان را چند دقیقه بدون وقفه تشویق کردند.

مهندس آرش مشتاقیان سرپرست و تنظیم کنندۀ گروه گفت که به دعوت قونسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف به این شهر سفر کرده‌اند و همه اعضای گروه اشتیاق فراوانی داشته‌اند که افغانستان را از نزدیک ببینند و برای مردم هم‌فرهنگ خود بنوازند.

وقتی از او خواستم شباهت‌های فرهنگی افغانستان و ایران را بشمارد پاسخ جالبی داد: «شباهت‌های ایران و افغانستان آن‌قدر زیاد است که بهتر و راحت‌تر است که تفاوت‌ها را حساب کنیم، چون کم‌تر هستند. مردم ایران و افغانستان در عین داشتن زبان، دین و رسوم مشترک، حال و هوای یک‌سانی نیز دارند که آن را می‌توانیم در هنر و ادبیات به راحتی ببینیم.»

سهراب سروش غیبی داستان نویس بلخی می‌گوید که اولین بار است موسیقی سنتی ایران را از نزدیک می‌شنود.

او ادامه می‌دهد: «موسیقی ایرانی برای افغان‌ها و خصوصاً فرهنگیان افغانستان ناآشنا نیست ولی وقتی از نزدیک آن را بشنوی لذتی دیگر دارد. صدای هر کدام از آلات موسیقی مرا به وجد می‌آورد.» او امیدوار است این تبادلۀ فرهنگی بیش‌تر و بیش‌تر شود و گروه‌های موسیقی دو کشور بتوانند در ایام مختلف به اجرای موسیقی در کشور همسایه‌شان بپردازند.

از نقاط جالب دیگر برنامه امروز تبادله ایمیل و شماره تلفن بین هنرمندان ایرانی و افغانستانی بود که هنگام صرف عصرانه انجام می‌شد. اعضای گروه «بسته نگار» می‌خواستند پس از رفتن به کشورشان هم با شاعران، نویسنده‌گان و نقاشان بلخی در ارتباط باشند و از آن‌ها دعوت می‌کردند که به شهر و کشور آن‌ها سفر کنند.

هنرمندانی که در محفل «شعر و ترانه نوروزی» موسیقی نواختند آقایان محسن طاهرزاده دف‌نواز، استاد رفیعیان دف‌نواز و سرپرست گروه، استاد ابراهیمی کوزه نواز و مدیر هنری گروه، مجید رفیعیان نوازنده سنتور، سعید شفیعی نوازنده کمان‌چه، آرش مشتاقیان نوازنده تار، پهلوان عکاس و فیلم‌بردار و نماینده میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و امیر ملک مسعودی خواننده گروه بودند.

این گروه قبلاً در کشورهای آلمان، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه، بلغارستان و تاجیکستان نیز اجرا داشته‌اند.



یکشنبه 1390/08/08
م : ن : انجمن قلم

تنها خیال و خاطره

عصری با عندلیب مشتری شاعر «تنها خیال و خاطره» در انجمن قلم افغانستان

حضور شما را در این برنامه چشم در راهیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زمان: ساعت ۳ عصر روز سه‌شنبه ۱۰ عقرب ۱۳۹۰ ﻫ . خورشیدی

مکان: انجمن قلم افغانستان، سرک چهارم قلعۀ فتح‌الله

این برنامه به‌همکاری کاشانۀ نویسنده‌گان راه‌اندازی می‌گردد.



یکشنبه 1390/08/08
م : ن : انجمن قلم

من از شبی به درازای قرن می‌آیم

چترِ انجمن قلم افغانستان، همیشه سایه‌بان شعر و سخن بوده است و این‌بار نیز میزبان مهمانی شعرهای شبگیر پولادیان، شاعر معاصر و نام‌آشنای شعر پارسی است.

من از شبی به درازی قرن می‌آیم پیش‌خوان این برنامه‌ است كه شاعران و دوست‌داران شعر را فرا خواهد خواند.

گاه: امروز، دوشنبه ۹ آبان/عقرب ۱۳۹۰ ساعت ۳:۰۰ پس از چاشت.

جا: كابل، سركِ چهارم قلعۀ فتح‌الله، انجمن قلم افغانستان.

این برنامه به‌همکاری تلویزیون آرزو راه‌اندازی می‌گردد.



پنجشنبه 1390/07/28
م : ن : انجمن قلم

بیدل هنوز زندۀ عشقم نمُرده‌ام

محمد الیاس یورش

«بیدل هنوز زندۀ عشقم نمرده‌ام» عنوان همایش این هفتۀ انجمن قلم افغانستان بود.

این‌بار نیز مقدمۀ برنامه، زمزمۀ غزل‌های زیبای ابوالمعانی بیدل با حنجرۀ آوازخوانان معروف بود.

همهمۀ مشتاقان بیدل به‌این همایش رنگ دیگر بخشیده بود و تعداد زیادی فرهنگیان و نویسنده‌گان در این برنامه به‌چشم می‌خوردند.

استاد پرتو نادری که گرداننده‌گی این برنامه را به‌عهده داشت در جای‌گاه سخن که با سیب‌های سرخ و دیوان شعرای معروف آراسته شده بود ظاهر شد و برنامه را آغاز کرد.

استاد نادری دقایقی در مورد جای‌گاه ابوالمعانی بیدل در میان مردم عوام حرف زد؛ به گفتۀ او بیدل و حافظ از جمله شعرای اند که در میان مردم عوام از محبوبیت خاصی برخوردار اند و خوانش دیوان این دو بزرگ‌مرد ثواب به‌شمار می‌رود.

استاد پرتو نادری افزود: «برماست که بیدل را به جهانیان معرفی کنیم، بیدلی که سخنانش بالاتر از درک آدمی است.» همچنان او با منصوب کردن بیدل به «بیدل دهلوی» شدیداً مخالفت کرد و گفت: «ما وقتی کوچک بودیم فکر می‌کردیم آفتابی که صبح از پس کوه‌های بلند قریه بر می‌خیزد، از دهکدۀ ماست در حالی‌که آفتاب مربوط همه است، بیدل نیز تنها مربوط افغانستان یا هند نیست بل بیدل آفتاب درخشانی است که مربوط همه جهانیان می‌شود.»

سپس استاد پرتو نادری از استاد حیدری وجودی تقاضا کرد که به‌مقام سخن بیاید و از سخنان عالمانه‌اش اعضای گردهمایی را بهره‌مند سازد.

استاد حیدری وجودی از ویژه‌گی‌های شعر حضرت بیدل یاد کرد و گفت: «بیدل در اشعار خود پنج بار از مولانای بلخی یاد کرده است.» به‌گفته استاد وجودی خطاب کردن «من» در اشعار و گفته‌ها برای اهل ت

صوف شرک به‌شمار می‌آید از همین رو است که بیدل در چند جایی چنان می‌نماید که شخص مولانا را در خواب دیده بود و از گفتن کلمۀ «من» پرهیز می‌کند، در حالی‌که مولانای بلخی در عالم رؤیا با ابوالمعانی دیدار کرده بود.

استاد حیدری وجودی گفت که بیدل در چندین جای تقلید را نکوهش کرده است و این سخن را با خوانش چند شعر در این زمینه همرا ساخت.

دومین سخن‌ران این گردهمایی استاد خالده فروغ بود که به دعوت استاد پرتو نادری به سخن‌گاه ظاهر شد. او مقالۀ زیبایی را که در مورد اشعار بیدل نبشته بود به خوانش گرفت و از بیدل منحیث یک شاعر عشق و معنا یاد کرد.

خالده فروغ چندین نکته در مورد شعر بیدل را یاد کرد و بیدل را موجود سراپا عشق خواند. به‌گفتۀ او شعر بیدل تشبیهات و کنایه‌های دارد که کم‌تر کسان باریکی آن‌را متوجه می‌شوند.

فردین ایثار، مجیب مهرداد، نیما عاصی و محمد الیاس یورش به دعوت استاد پرتو نادری به زمزمۀ غزلیات حضرت بیدل پرداختند.

نه ذوق هنر دارم و نه محو کمالم

مجنون تو ام دانش و فرهنگ من این است

با هر که طرف گشته‌ام آرایش اویم

آیینه‌ام و خاصیت جنگ من این است

شعر بالا نمونه غزلیات پر معنی ابولمعانی بیدل است که توسط جوانان زمزمه شد.

در اخیر استاد پرتو نادری با سخنان مختصر و لبخند شاعرانه محفل را خاتمه بخشید و مهمانان را به صرف عصرانۀ مختصر که تهیه شده بود فراخواند.



دوشنبه 1390/07/25
م : ن : انجمن قلم

بیدل هنوز زندۀ عشقم نمُرده‌ام

بیدل هنوز زندۀ عشقم نمُرده‌ام.

عصری در آیینه‌خانۀ شاعر تخیل و تفکر ـ حضرت ابوالمعانی بیدل ـ با سخن‌رانی‌های استاد حیدری و جودی، استاد عبدالقیوم قویم، استاد عبدالعزیز مهجور و استاد خالده فروغ و گرداننده‌گی استاد پرتو نادری در انجمن قلم افغانستان.

حضور سبز شما را در این برنامه انتظار داریم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جا: انجمن قلم افغانستان، کوچۀ چهارم، بین سرک‌های تایمنی و قلعۀ فتح‌الله.

وعدۀ ‌دیدار: پنج‌شنبه، ساعت چهار پس از چاشت، ۲۸ میزان ۱۳۹۰ ﻫ . خورشیدی.



پنجشنبه 1390/07/14
م : ن : انجمن قلم

فراخوان انجمن قلم افغانستان

قهار عاصی یکی از شاعران نوگراِ پارسی افغانستان بود که برای تازه‌شدن هوای شعر قبا و کرباس را از تن شعر بیرون آورد و در عوض پیراهنی از هوای‌تازه و رنگین‌کمان بر پیکر شعر اندازه گرفت، گذشته از این عاصی برای شعر پایداری و مقاومت هم پیش‌نهادهای نوینی را پیش‌کش کرد که جای او را در ادبیات پُربار پارسی ما در بلندا قرار داده است.

انجمن قلم افغانستان برای ارج‌گذاری جای‌گاه این سرایش‌گر نامیرا، همایش بازخوانیِ پروندۀ ادبی او را برگزار می‌کند.

سخن‌ران‌ها:

۱. پوهاند دکتور عبدالقیوم قویم

۲. استاد حیدری وجودی

۳. استاد پرتو نادری

۴. استاد محب بارش

۵. و …

حضور سبز شما را در این برنامه انتظار داریم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جا: انجمن قلم افغانستان، کوچۀ چهارم، بین سرک‌های تایمنی و قلعۀ فتح‌الله.

وعده‌ی‌دیدار: پنج‌شنبه، ساعت چهار پس از چاشت، ۱۴ میزان ۱۳۹۰ ﻫ . خورشیدی.



یکشنبه 1390/07/10
م : ن : انجمن قلم

انجمن قلم در برگ‌های انترنتی

ام. اس. ام. پرس

سایت طلوع نیوز

وبسایت روزنامه ماندگار

وبسایت روزنامه هشت صبح

تارنمای خراسان زمین

سایت روزنامه نخست

سایت خبرگزاری بخدی

سایت خاوران

سایت مردم هزاره

سایت قیصر امین‌پور

سایت بی بی سی

سایت خواهان

سایت کانون رشد فرهنگ و هنر افغانستان

سایت خانه فرهنگ افغانستان

سایت روند سبز افغانستان

سایت خانه ادبیات افغانستان

سایت تورکیک پرس

سایت جاودان

سایت پیام آفتاب

سایت همکار نیوز

سایت کانون حکیم ناصر خسرو بلخی

سایت پیام مجاهد

سایت تلویزیون طلوع



چهارشنبه 1390/07/06
م : ن : انجمن قلم

عصر عاشقانه‌ها

عصر عاشقانه‌ها، در هوای تازۀ شعر و موسیقی روز پنج‌شنبه در چمن انجمن قلم افغانستان برگزار خواهد شد، در این برنامه شاعران با زبان مادری عشق، ـ با شعر ـ حرف دلِ خود را می‌گویند و پس از خواندن شعرهای عاشقانۀ خود یک سیب سرخ هدیه خواهند گرفت. حضور سبز شما را در این برنامه انتظار داریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جا: انجمن قلم افغانستان، کوچۀ چهارم، بین سرک‌های تایمنی و قلعۀ فتح‌الله.
وعده‌ی‌دیدار: پنج‌شنبه، ساعت چهار پس از چاشت، ۷ میزان ۱۳۹۰ ﻫ . خورشیدی.


سه شنبه 1390/06/15
م : ن : انجمن قلم

دو برادرخواندۀ عشق

دو برادرخواندۀ عشق

در این پنج‌شنبه مهمان سفرۀ رنگین شعرهای دو شاعر جوان بلخی (حامد مقتدر و سهراب سلسال) در انجمن قلم افغانستان خواهیم بود.
حضور سبز شما را در این برنامه انتظار داریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جا: انجمن قلم افغانستان، کوچۀ چهارم، بین سرک‌های تایمنی و قلعۀ فتح‌الله.
وعده‌ی‌دیدار: پنج‌شنبه، ساعت چهار پس از چاشت، ۱۷ سنبله ۱۳۹۰ خورشیدی.


چهارشنبه 1389/07/07
م : ن : انجمن قلم

خانه‌ی قلم افغانستان و پاسداشت از جایگاه ادبی قهار عاصی

در امتداد راه‌رفت‌های کاری و زنجیره‌ی برنامه‌های ادبی انجمن قلم افغانستان، این‌بار برای پاسداشت از کارنامه‌ی ادبی و یادمان از درگذشت «قهار عاصی» شاعر معاصر حوزه‌ی فارسی افغانستان رقم خورده بود.

سلام گل سوری! پیش‌خوانی بود که شاعران، نویسنده‌گان و هواخواهان عاصی را زیر چتر خانه‌ی قلم فرا خوانده بود. در جمع چشم‌گیری از شاعران و اهل قلمی که گرد هم آمده بودند استاد حیدری وجودی، بانو خالده فروغ، محب بارش، خالد نویسا، شجاع خراسانی و شماری از چهره‌های شناخته شده‌ی اهل قلم فارسی کابل به چشم می‌خوردند.  

نخستین نفس‌های این همایش با آهنگ گل نیست ماه نیست دل ماست پارسی آغاز شد که روی یکی از شعر های ماندگار عاصی اجرا شده بود.

پس از آن زنده‌گی‌نامه و سال‌شمار کارنامه‌ی ادبی قهار عاصی با صدای مریم میترا و کاوه جبران که گرداننده‌گان این همایش بودند به خوانش گرفته شد و پس از آن محب بارش، بانو خالده فروغ، شجاع خراسانی و خسرو مانی در پیوند به جایگاه ادبی و خاطرات او سخن گفتند، آقای بارش شعر عاصی را شعر پرخاش‌گر و پایداری عنوان کرد و عاصی را از یاد و قول خودش شهید هشتم اردیبهشت خواند و بانو خالده فروغ به کاربرد شماری از واژه‌های ویژه که برای بار نخست با زبان عاصی وارد شعر فارسی شده اند اشاره کرد و نقش عاصی را در ساخت و ساز شعر پس از خودش خیلی درشت و باور کردنی خواند. برنامه با پخش شعر عاصی با صدای خودش و اشتراک‌کننده‌هایی که شعرهای او را به خوانش گرفتند به پیش کشیده شد و پایان برنامه با شعر معروف «خدا حافظ گل سوری» با آهنگ‌سازی و صدای ماندگار فرهاد دریا اجرا شده بود؛ به پایان رسید.



پنجشنبه 1389/06/04
م : ن : انجمن قلم

دکتر حفیظ‌الله شریعتی

گامی به‌سوی بازخوانی

دکتر حفیظ‌الله شریعتی در انجمن قلم افغانستان

امان پویامک

۴ سنبله ۱۳۸۹ ﻫ . خورشیدی

زنجیره ی رشته برنامه‌های پنجشنبه‌روزها در انجمن قلم افغانستان این‌بار به بازخوانی دُکتر «حفیظ‌الله شریعتی» پیوند خورده بود.

دُکتر شریعتی یکی از پربارترین قلم‌زنانی‌ست که تا هنوز شش گردآورد شعری به نام‌های: «گریه‌های مریم مصلوب»، «از روی دست زلیخا»، «شب عریان از بام خانه‌ام می‌گذرد»، «کابوس‌های رنگی» و یک گردآورد از برگردان شعر از شاعر معروف بنگالی «ممتاز رینو» به زبان فارسی در زمینه‌ی شعر منتشر کرده است.

افزون بر این او در پژوهش نیز قلم و قدم‌های برداشته است که از کنار آن‌ها نمی‌توان بی‌درنگ گذشت: «اوسانه‌های مردم هزاره» و «فرهنگ مردم هزاره (در دوجلد)»، از کارهای چشم‌گیر او است. هرگاه فهرست این کتاب‌ها در برابر سال‌های زنده‌گی و کارنامه‌ی ادبی او قرار داده شود می‌فهمیم که او از شمار اندیشورانی‌ست که همیشه زنده‌گی را مصرف کرده است؛ نه زنده‌گی او را.

شماری زیادی از اهل قلم و ادبیات فارسی کابل؛ به بهانه‌ی بازشناسی و نکوداشت از کارنامه‌های او زیر چتر خانه‌ی قلم گرد هم آمده بودند. در شمار این شرکت‌کننده‌ها چهره‌های درخشان ادبیات مهاجرت و افغانستان آقایان «حسین محمدی»، «ابوطالب مظفری»، «جواد خاوری»، «حمزه واعظی»، و «ابراهیم شریعتی ـ یکی از ناشران کتاب افغانستانی‌ها در ایران ـ» به چشم می‌خوردند. گشایش این همایش با کلیدی از سخنان پیر هرات (خواجه عبدالله انصاری) روی گرفت و دنباله‌ی آن با خوانش شعر و صدای دُکتر شریعتی به پیش کشیده شد، با شعرهای پُرحلاوتی که گاه‌گاهی باعث می‌شد تا حاضران؛ کوچکی تالاری را که در آن گرد هم آمده بوند از یاد ببرند:

 

«سرطان نام اول ماه تابستان است

که در گرمای آن

از آدم برفی‌ها

تنها لکه‌یی به جا می‌ماند!

 

***

به خودم مرخصی می‌دهم

یادم به‌خیر

خدا رحمتم کند

چشمانم را می‌بندم

فکر می‌کنم

با عطر موهای تو می‌توان تمام سرطان‌های جهان را درمان کرد!»

 

و شگردهای پر حاشیه‌ی این شعرها گاهی رود می‌شدند و گاهی هم بغل باز می‌کردند و همه را با خود می‌بردند.

در بخش دوم این برنامه سخنرانانی که قرار بود در پیوند به کارنامه‌ی ادبی و شناسه‌ی شعر او سخن بگویند هریک به جایگاه سخن آمدند.

«محمود جعفری» نخستین سخن‌رانی بود که پرداخت‌های شعرپاره و کوتاه‌سرایی او را در کتاب (کابوس‌های رنگی) مورد بررسی قرار داد، او بینش و پرداخت او را در این مورد موفق خواند و کاربُرد بیش از اندازه‌ی فعل را در این شمار کارهای او از ویژه‌گی کار او قلم‌داد کرد.

سپس «مجیب مهرداد» به این بهانه روی چند تا از نارسایی‌های ادبیات افغانستان از جمله ایستایی فصل‌نامه‌ی تخصصی «خط سوم» اشاره کرد. او در باره‌ی درون‌مایه‌ها و نگاه شریعتی به شعر و شعر دهه‌ی چهل ایران و هم‌خوانی شماری از شاعران با شعر آقای شریعتی پرداخت.

و «کاوه جبران» درنگ کوتاهی به گونه‌ی پرداخت و ساختار چند تا از شعرهای گردآورد «گریه‌های مریم مصلوب» داشت، آقای جبران سلیقه و برخورد شاعر با فضا و کشف‌ها را یک‌دست و ویژه‌ی خودش خواند.

پس از آن از «سید ابوطالب مظفری» به عنوان یکی از همراهان روزهای مهاجرت دُکتر شریعتی؛ خواهش شد تا در پیوند به شناخت هرچه بیش‌تر آقای شریعتی گپ‌هایی داشته باشد.

آقای مظفری نخست به چند تا از نارسایی برگزاری برنامه‌های ادبی در افغانستان اشاره کرد و ریشه‌های آن را جدی نگرفتن ادبیات قلمداد کرد. سپس پیرامون شخصیت و جایگاه ادبی دُکتور شریعتی پرداخت و او را شاعری خواند که آدم بودنش از همه مشخصه‌های شخصیتش پیشی می‌گیرد. او با توجه به کرکتر فرهنگی دُکتر شریعتی افزود: «آدم‌هایی که شاعر هستند در جامعه‌ی فرهنگی ما بیش هستند؛ اما آدم‌هایی که مانند شریعتی آدم هستند خیلی به ندرت به دید می‌رسند.»

با توجه بر این که این برنامه بیش‌تر روی بازخوانی و از نوشناسی دُکتر حفیظ شریعتی تکیه داشت؛ در اخیر بازهم او را برای خوانش شعر به جایگاه سخن فراخواندند و تا واپسین نفس‌های برنامه، اشتراک‌کننده‌گان از او شعر شنیدند.



دوشنبه 1389/05/04
م : ن : انجمن قلم

فراخوان!

انجمن قلم افغانستان دنبالۀ راه‌رفت‌‌های ادبی خویش را با یادمان دو سرایش‌گر نامیرا: (احمد شاملو و لیلاصراحت روشنی) پیوند می‌زند.

انجمن قلم نیکوداشت از جایگاه ادبی این دو اندیشور را با گردهم‌آیی و خوانش شعرهای شما برگزار می‌کند.

همایش: ساعت ۴ روز پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۷/۵ ﻫ . خورشیدی

نشانی: انجمن قلم افغانستان / کوچۀ چهارم قلعۀ فتح‌الله ـ کابل



جمعه 1389/04/11
م : ن : انجمن قلم

نیکوداشت از کارنامۀ ادبی سید ابوطالب مظفری

 

امان پویامک

پنج‌شنبه روزها برای حوزه‌ی ادب فارسی کابل؛ روز دیگری‌ست، روزی که همیشه با گردآمدن‌ها و گپِ دل گفتن‌های اهل ادب رقم خورده است. پنج‌شنبه‌ی گذشته هم یکی از این روزها بود که همه به بهانه نکوداشت انجمن قلم افغانستان، از کارنامه‌ی ادبی «سید ابوطالب مظفری» شاعر و نویسنده و روزنامه‌نگار مهاجر مقیم ایران کنار هم آمده بودند.

تابلوی بزرگی از سید ابوطالب مظفری و «بُروشُور»های که در آن زنده‌گی‌نامه و مثنوی معروف «مادرسلام! ما همه‌گی ناخلف شدیم»، نخستین حکایاتی بودند که برگزاری این همایش را رنگ و بو بخشیده بودند.

زنگ آغاز سخن این گردهم‌آیی با شعری از سید ابوطالب مظفری، با صدای روح‌الامین امینی شاعر و داستان نویس که سررشته‌ی گرداننده‌گی این نشست را به دست داشت؛ زده شد. و خیلی زود دنباله‌ی صدای شیرین و گویش دوگانه‌ی هراتی ـ کابلی روح‌الامین امینی به ابوطالب مظفری داده شد و در مورد به سیر و خط فکری ادبیات مهاجرت، شگردها و نشانه‌های شعر پایداری، به پیش کشیده شد. افزن برانگشت گذاشتن روی آسیب‌های ادبیات دورن مرزی و بیرون مرزی، او در نشانه‌های زنده‌گی شاعران در زمان و مکان را مورد سنجش و بررسی قرار داد و گفت: «شاعرانی هستند که همزمان باشعر شان زنده‌گی می‌کنند و کسانی هم هستند که از جایکاه زمانی و مکانی با شعر شان فاصله دارند.» او به چند مورد از آسیب‌های ادبیات امروز افغانستان اشاره کرد و گرایش‌های بیش از توانایی اهل ادب به حرفه و مشغله‌های دیگر را یکی از سدهای درشت سر راه پیشرفت ادبیات درون‌مرزی عنوان کرد و از این جهت ابراز نگرانی نمود.

حسین فخری یکی از داستان‌نویسان که خود نیز زمانی با مظفری در غربت غریبانه مهاجرت قلم و قدم می‌زد از یادها و نخستین آشنایی‌اش با سید ابوطالب مظفری گفت و در مورد به ویژه‌گی های‌شخصیت او سخن گفت:

«با سيدابوطالب مظفری و نام و نشان او در نيمه‌ی اول دهه‌ی هفتاد خورشيدی آشنا شدم و اين آشنايی از طريق كتاب‌ها، نشريه‌ها و رنگين‌نامه‌ها، به ويژه مجله‌ی وزين «دُر دری» كه وقت و ناوقت از طريق دوستان مهاجر افغانی از ايران می‌رسيد، حاصل شد. مظفری را از لابلای آفرینش‌هایش، شاعري بسيار خوب و صاحب ذوق و استعداد ادبی و هنری يافتم.»

حسین فخری همچنان از خاطره‌اش با دُر دری گفت:

«در دفتر دُر دری چيزهايی را ديدم كه آدم به زحمت مي‌تواند آن را وصف كند. گروه كاملی از جوانان دختر و پسری كه دسته دسته می‌آمدند و همه‌ی شان شيفته‌ی ادبيات و هنر بودند. جوانان مودبی كه در رگ و پوست شان ادبيات جا داشت. در ميان شان شاعر بود. داستان‌نويس بود. پژوهش‌گر و محقق سرشناسي همچون آقاي كاظمي و خاوري و ديگران بودند.»

او در مورد به جایگاه ادبی مظفری چنین آورده بود:

«ابوطالب مظفري امروز به تاريخ ادب و هنر كشور ما تعلق دارد. وی در آن واحد، شاعر، نويسنده، محقق و كارمند شايسته ادب و فرهنگ است. يعنی آدمی جامع و فرهيخته. با وجودی كه به همه چيز می‌پردازد اما كارش در هيچ زمينه‌يی سطحی نيست. دريای ذهن و انديشه مظفری هرچند با نوري سرد می‌درخشد و بر رويه اين دريا ظاهراً تموج و خروش كف‌آلودی به نظر نمي‌رسد اما از ژرفا و عظمت خالی نيست.»

سید ضیا قاسمی شاعر توانا و روزنامه‌نگار و یکی از همراهان روزهای مهاجرت مظفری، دومین کسی بود که در پیوند به جایگاه و نقش او در ابیات مهاجرت سخن گفت و حضور او را تکمله‌ی ادبیات مهاجرت خواند و نقش او را در شکل‌دهی موسسه‌ی فرهنگی دُر دری و فصل نامه‌ی تخصصی خط سوم و پشتوانه‌ی فکری شعر مهاجرت باورکردنی و درشت خواند.

پس از سید ضیا قاسمی مجیب مهرداد شاعر و مترجم در مورد به شاخصه‌های شعر مهاجرت در ایران، ارزش و جایگاه فصل‌نامه‌ی خط سوم گفت. او فصل نامه‌ی خط سوم را یک تکیه‌گاه فکری برای شاعران فغانستان عنوان کرده و پس افتادن چاپ او را خالی‌گاه جبران‌ناپذیر عنوان کرد او همچنان در مورد به سیر فکری شاعران جوان گفت که باید با ادبیات بچه‌گانه برخورد نداشته باشند و از جوانان خواست تا آن‌ها در خودآگاهی و پالایش ادبیات فارسی بیشتر از این بکوشند.

مجیب مهرداد پس از سخنانش گرداننده‌گی گردهم‌آیی را به دست گرفت و از شمس جعفری شاعر و منتقد شعر مهاجرت افغانستان که حالا در کابل به سر می‌برد خواست در پیوند به کارنامه‌ی ادبی سید ابوطالب مظفری سخن بگوید.

شمس جعفری در جستار دنباله‌داری که در پیوند به چیستی‌های کارنامه‌ی ادبی مظفری نوشته بود بخشی از آن را که دور نقد «دنبوره نامه»، یکی از برجسته‌ترین پرداخت‌های این شاعر می‌چرخید به خوانش گرفت.

جعفری، نستالوژی‌های هم‌خونی «نی‌نامه»‌ی مولانا و «دنبوره‌نامه»‌ی مظفری را به شناسایی گرفته، گفت دنبوره‌نامه با درونمایه و بار تصاویرش با نی‌نامه‌ی مولانا برابری می‌کند و این سروده را یکی از ماناترین کارهای سید ابوطالب مظفری خواند:

«بيا دمبوره! بي‌توام دَم بريد

هجوم خزان،شاخ و برگم بريد

ز آتش تب ارغواني بيار

كهن نغمه‌ی بامياني بيار»

و همچنان او ابوطالب مظفری را با پرداخت وابسته به خود، شاعر آوانگارد و صاحب سبک و سلیقه‌ی خودش خواند.

در فرجام این نشست گرداننده از داکترسمیع حامد شاعر و نویسنده‌ی شناخته شده که یکی از اشتراک کننده‌های این گردهم‌آیی بود درخواست نمود تا تصویر قاب گرفته شده از سید ابو طالب مظفری را که روی آن نشان انجمن قلم افغانستان و متن نیکوداشت کارنامه‌ی ادبی‌اش دیده می‌شد، برای پاسگذاردن از جایگاه ادبی‌اش به او اهدا کند.

داکتر حامد پس از اهدا کردن لوح سپاس به جایگاه سخنرانی نشست در پیوند به جایگاه حوزه ادبی دُر دری، فصل‌نامه خط سوم سخن گفت، او فصل‌نامه‌ی خط سوم را تاثیرگذار، معرف و پیوند دهنده‌ی حوزه‌های درون‌مرزی و بیرون‌مرزی خواند و از ابوطالب مظفری و یاران آن‌سوی مرزش را در ادبیات امروز ما انکارناپذیر خواند.



پنجشنبه 1388/11/01
م : ن : انجمن قلم

دو تا تفنگ دو تا سنگ